معانی کلمه : یک بخته
لغت نامه دهخدا
یک بخته. [ ی َ / ی ِ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ص نسبی ) زن که یک شوی کرده باشد. زن که یک شوی بیشتر نکرده یعنی شوی او نمرده و یا از شوی طلاق نگرفته و به شوی دیگر نرفته باشد. ( یادداشت مؤلف ). || مرد که بیش از یک زن نگرفته است. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
زنی که فقط یک بار شوهر کرده.
فرهنگ معین
( ~. بَ تِ )(ص . ) زنی که در زندگی بیش از یک شوهر نکرده باشد.
