معانی کلمه : یوسفی
لغت نامه دهخدا
یوسفی . [ س ُ ] (ص نسبی ) منسوب به یوسف . || سیمای شبیه به یوسف . (ناظم الاطباء). || (حامص ) پادشاهی و اقتدار.
- یوسفی کردن ؛ پادشاهی کردن و اقتدار داشتن . (ناظم الاطباء).

یوسفی . [ س ُ ] (ص نسبی ) منسوب به یوسف . || سیمای شبیه به یوسف . (ناظم الاطباء). || (حامص ) پادشاهی و اقتدار.
- یوسفی کردن ؛ پادشاهی کردن و اقتدار داشتن . (ناظم الاطباء).