معنی کلمه : ینوءه
لغت نامه دهخدا
ینوءة. [ ی ُ ءَ ] (ع اِمص ) نیم پختگی . (منتهی الارب ). و رجوع به ینوء شود.
( ینوءة ) ینوءة. [ ی ُ ءَ ] ( ع اِمص ) نیم پختگی. ( منتهی الارب ). و رجوع به ینوء شود.

ینوءة. [ ی ُ ءَ ] (ع اِمص ) نیم پختگی . (منتهی الارب ). و رجوع به ینوء شود.