معانی کلمه : ینمه
لغت نامه دهخدا
ینمة. [ ی َ م َ] (ع اِ) یکی ینم . ینمه . (منتهی الارب ). واحد ینم یعنی یک دانه اسفرزه . (ناظم الاطباء). رجوع یه ینم شود.
فرهنگ عمید
گیاهی با ساقۀ کوتاه، گل های زرد، و برگ های زرد شبیه برگ کاسنی که برای معالجۀ جراحت به کار می رفت، منبل دارو.
