معانی کلمه : ینبغی
لغت نامه دهخدا
ینبغی. [ یَم ْ ب َ ] ( ع فعل ) در فارسی به صورت صفت به کار رود، یعنی سزاوارو شایسته است. ( ناظم الاطباء ). شاید و سزد. ( دهار ).
- کماینبغی ؛ چنانکه سزد. چنانکه سزید. ( یادداشت مؤلف ).
- کماینبغی ؛ چنانکه سزد. چنانکه سزید. ( یادداشت مؤلف ).
