Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ یمرد

تلفظ بین المللی : /jamˈarad/ تلفظ :‌ [jam'aRad]
لغت نامه دهخدا
  • میزان و مقدار چیزی به حسب یارد
  • یاردانقلی
  • یارد
  • یارد خرسنگی
  • پی یاردن
  • الیرد
  • تو بی یاردن
  • یرد
  • یردم
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

یمرد. [ ی َ رَ ] ( اِ ) یم رده. مهرگیاه و لفاح. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به یم رده شود.

کلمات مرتبط

  • میزان و مقدار چیزی به حسب یارد
  • یاردانقلی
  • یارد
  • یارد خرسنگی
  • پی یاردن
  • الیرد
  • تو بی یاردن
  • یرد
  • یردم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات