کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : یلوک
تلفظ بین المللی :
/jˈoluːk/
تلفظ :
[j'olu:k]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
یلوک کریک ایلینوی
یلوک کریک شهرستان بل کنتاکی
کما یوک
بی یلسکی مارتین
درخت یوکای امریکایی
یلوه بزرگ زرد رنگ
یلوه ماده
یلوه
سی یوکای
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
یلوک. [ ی َ ] ( ص ) جسیم و تناور و قوی و زوردار. || مرد جنگی و بهادر و دلاور و شجاع و پهلوان.یلولنگ. یلولیک. ( ناظم الاطباء ). پهلوان نامدار که درشجاعت سرآمد روزگار باشد. ( از شعوری ج 2 ورق 445 ).
کلمات مرتبط
یلوک کریک ایلینوی
یلوک کریک شهرستان بل کنتاکی
کما یوک
بی یلسکی مارتین
درخت یوکای امریکایی
یلوه بزرگ زرد رنگ
یلوه ماده
یلوه
سی یوکای
نظرات