Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یله کردن

تلفظ بین المللی : /jˈaleː kˈardan/ تلفظ :‌ [j'ale: k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • او یه کاسه کردن
  • یه حاله کردن
  • یه کاره کردن
  • یله
  • یله رفتن
  • یله دادن
  • یله هادان
  • یله گرد
  • یله بشم
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

یله کردن. [ ی َ ل َ / ل ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) رها کردن و گذاشتن و سر دادن. ( ناظم الاطباء ). رها کردن. ( فرهنگ جهانگیری ). ول کردن. اطلاق. ( از یادداشت مؤلف ). بر جای نهادن : عنان را بدان باره کرده یله همی راند ناکام تا باهله.فردوسی.دوش چو کرد آسمان افسر زر ز سر یله ساخت ز ماه اختران باره وعقد مرسله.فلکی شروانی ( از جهانگیری ). || ترک گفتن جایی. چیزی یا کسی را ترک کردن و با خود نبردن آن را. گذاشت...

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) (مص م . ) رها کردن ، واگذاشتن .

کلمات مرتبط

  • او یه کاسه کردن
  • یه حاله کردن
  • یه کاره کردن
  • یله
  • یله رفتن
  • یله دادن
  • یله هادان
  • یله گرد
  • یله بشم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات