Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ یلمه ریش

تلفظ بین المللی : /jˈalmeː rˈiʃ/ تلفظ :‌ [j'alme: R'iS]
لغت نامه دهخدا
  • یلمه
  • یلمه سرفراز
  • یلمه عبدالغنی
  • یلمه خندان
  • یلمه سالیان
  • ابراهیم یلمه
  • باغه یلمه سالیان
  • شیخ اباد یلمه سالیان
  • قاسم اباد یلمه سالیان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

یلمه ریش. [ ی َ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) ریش پهن و دراز. ( ناظم الاطباء ). مصحف «بلمه ریش ». رجوع به «بلمه ریش » شود.

کلمات مرتبط

  • یلمه
  • یلمه سرفراز
  • یلمه عبدالغنی
  • یلمه خندان
  • یلمه سالیان
  • ابراهیم یلمه
  • باغه یلمه سالیان
  • شیخ اباد یلمه سالیان
  • قاسم اباد یلمه سالیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات