معانی کلمه : یللی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. [عامیانه] وقت خود را بیهوده هدر دادن؛ ولگردی؛ خوشگذرانی؛ یللیتللی.
۲. (اسم، شبه جمله) [قدیمی] بانگ و فریادی که در حالت خوشی و مستی برآورند.
〈 یللی زدن: (مصدر لازم) [عامیانه] = یللی
〈 یللی کردن: (مصدر لازم) [عامیانه] = یللی
فرهنگ معین
(یَ لَ ) (اِ. ) (عا. ) ۱ - وقت تلف کردن ، عمر را به بطالت گذراندن . ۲ - بیکارگی و تنبلی و تن آسانی کردن .
