یل . [ ی َ ] (اِ) تاج خروس . (ناظم الاطباء).
یل . [ ی ُ ] (اِ) نوعی کرجی دراز و باریک سریعالسیر با پاروزنان بسیار. (یادداشت مؤلف ). نوعی قایق .
نوعی نیمتنۀ سادۀ زنانه.
پهلوان؛ دلیر؛ دلاور؛ مبارز: ◻︎ بیامد سپه سربهسر بنگرید / هزاروصدوشصت یل برگزید (فردوسی: ۸/۲۱۳)، بیامد سوی کاخ دستان، فراز / یل پهلوان رستم سرفراز (فردوسی۲: ۱/۴۹۰).
یَل؛ شجاع، دلاور.
۱نوعی نیم تنه ی زنانه ۲پهلوان و نیرومند
۱پسوند فاعلی به معنی:گذارنده ۲آن که چیزی را می نهد یا می ...