معانی کلمه : یسیر
لغت نامه دهخدا
یسیر. [ ی ُ س َ ] (اِخ ) ابن عمرو، مخضرم است یعنی جاهلیت و اسلام را دریافته . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. سهل، آسان.
۲. قلیل، اندک.
۲. قلیل، اندک.
فرهنگ معین
(یَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - کم ، اندک . ۲ - سهل ، آسان . ۳ - قمارباز.
