معانی کلمه : یسار
لغت نامه دهخدا
یسار. [ ی ِ ] (ع مص ) میاسرة. نرمی کردن با کسی . (ناظم الاطباء).
یسار. [ ی ِ ] (ع اِ) یَسار. دست چپ .(از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به یَسار شود.
فرهنگ عمید
۱. [مقابلِ یمین] طرف چپ، سمت چپ.
۲. [مجاز] شوم، نامبارک.
۳. [مجاز] کسی که دیدن روی او باعث نکبت و نحوست شود: نشسته مدعیانند از یمین و یسار / خدای را که بپرهیز از «یساری» چند (ظهوری: لغت نامه: یسار ).
۴. (اسم مصدر ) فراخی و آسانی، توانگری، فراخی در نعمت و مال.
۲. [مجاز] شوم، نامبارک.
۳. [مجاز] کسی که دیدن روی او باعث نکبت و نحوست شود: نشسته مدعیانند از یمین و یسار / خدای را که بپرهیز از «یساری» چند (ظهوری: لغت نامه: یسار ).
۴. (اسم مصدر ) فراخی و آسانی، توانگری، فراخی در نعمت و مال.
فرهنگ معین
(یَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - طرف چپ . ۲ - چهره ای که د یدن آن نحوست و شومی می آورد.
مترادف و متضاد
شوم، نامیمون
چپ، میسره، یاسر ≠ یمین
استطاعت، تمول، توانگری
۱. چپ، میسره، یاسر
۲. استطاعت، تمول، توانگری
۳. شوم، نامیمون ≠ یمین
