Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یخه

تلفظ بین المللی : /jˈaxeː/ تلفظ :‌ [j'axe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش مازنیمترادف و متضاد
  • یخه چاک هادان
  • یَخَه دِرِّکى
  • یخه چاک
  • دس به یخه بویین
  • دس به یَخّه
  • دست به یخه شدن
  • دیرین یخ
  • رانش یخ
  • رانه یخ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

یخه . [ ی ُ خ َ ] (ترکی ، اِ)یخا. نان یخا. (یادداشت مؤلف ). رجوع به یخا شود.

یخه. [ ی َ خ َ / خ ِ ] ( ترکی ، اِ ) در تداول ، تلفظی است از یقه. جیب.قبه ثوب. ( یادداشت مؤلف ). یقه و گریبان. ( ناظم الاطباء ). گریبان کرته. ( آنندراج ). و رجوع به یقه شود.- از یخه ( یقه ) خود پایین انداختن ؛ در تداول زنان ، فرزند دیگری را به فرزندی خود پذیرفتن. ( یادداشت مؤلف...

فرهنگ عمید

یقه#NAME?

یوخه۲#NAME?

= یقه
= یوخه۲

فرهنگ معین

(یَ خِ ) (اِ. ) ۱ - گریبان ، یقه . ۲ - قسمتی از لباس که در دور گردن قرار می گیرد.

گویش مازنی

یقه – گریبان

/yaKhe/ یقه – گریبان

مترادف و متضاد

جیب، گریبان، یقه

collar (اسم)
گردن بند، طوق، یقه، گریبان، یخه، جیب

کلمات مرتبط

  • یخه چاک هادان
  • یَخَه دِرِّکى
  • یخه چاک
  • دس به یخه بویین
  • دس به یَخّه
  • دست به یخه شدن
  • دیرین یخ
  • رانش یخ
  • رانه یخ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات