معانی کلمه : یخدان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. جای یخ، یخچال، صندوقی که در آن یخ بگذارند.
۲. صندوقی چوبی که روی آن را مخمل یا تیماج می کشند برای نگهداری رخت و لباس.
۲. صندوقی چوبی که روی آن را مخمل یا تیماج می کشند برای نگهداری رخت و لباس.
فرهنگ معین
( ~. ) (اِمر. ) ۱ - ظرفی که یخ در آن نهند. ۲ - ظرفی صندوق مانند که در سفر خوراکی ها را در آن نهند. ۳ - هرچیز از مال و اسباب که ذخیره گذارند تا وقت حاجت به کار آید.
