معانی کلمه : یخاب
لغت نامه دهخدا
یخاب . [ ی َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش طبس شهرستان فردوس است . این دهستان در حاشیه ٔ کویر لوت واقع و هوای آن گرم و سوزان است . از 26 آبادی تشکیل شده و مجموع نفوس آن در حدود 1500 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فرهنگ عمید
( یخ آب ) ۱. آبی که با یخ سرد کنند، آب یخ.
۲. (کشاورزی ) آبی که در زمستان به مزارع می دهند تا کرم های زمین کشته شوند و خاک آن نیز نرم و سست و پوک شود.
۲. (کشاورزی ) آبی که در زمستان به مزارع می دهند تا کرم های زمین کشته شوند و خاک آن نیز نرم و سست و پوک شود.
