کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : یخ کشی
تلفظ بین المللی :
/jˈax kˈeʃi/
تلفظ :
[j'ax k'eSi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
علی یخکشی
محمدباقر یخکشی
رودبار یخکش
کئی یکشی
یخکش
یخشی
یخشی آباد
یخشی اباد
میلووان یاکشیچ
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
یخ کشی. [ ی َک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل یخ کش. ( یادداشت مؤلف ). حمل یخ با ارابه یا وسایط نقلیه دیگر از یخچال و کارخانه یخ سازی به جاهای دیگر. و رجوع به یخکش شود.
کلمات مرتبط
علی یخکشی
محمدباقر یخکشی
رودبار یخکش
کئی یکشی
یخکش
یخشی
یخشی آباد
یخشی اباد
میلووان یاکشیچ
نظرات