Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یخ فروش

تلفظ بین المللی : /jaxfˈoruʃ/ تلفظ :‌ [jaxf'oRuS]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • یخ فروش نیشابور
  • یخ فروشی
  • اشک های یخ زده فرشتگان
  • یخفروزان
  • یخ
  • یخ بازی نمایشی
  • یخ بازی کردن
  • یخ بستن
  • یخ بند
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

یخ فروش. [ ی َف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که یخ می فروشد. ( ناظم الاطباء ). جماد. ( منتهی الارب ). جَمِدی . یخی. ( یادداشت مؤلف ).

مترادف و متضاد

iceman (اسم)
یخچالدار، یخی، یخ فروش، بستر دوران یخ

کلمات مرتبط

  • یخ فروش نیشابور
  • یخ فروشی
  • اشک های یخ زده فرشتگان
  • یخفروزان
  • یخ
  • یخ بازی نمایشی
  • یخ بازی کردن
  • یخ بستن
  • یخ بند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات