Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یخ زدن

تلفظ بین المللی : /jˈax zˈadan/ تلفظ :‌ [j'ax z'adan]
لغت نامه دهخدامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • یخ زدن بال هواپیما
  • نام بر یخ زدن
  • بر یخ زدن
  • داغ بر یخ زدن
  • پشت پا خوردن یازدن
  • ضربت سخت خوردن یازدن
  • یخزده
  • یخزدگی
  • یازدن
لغت نامه دهخدامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

یخ زدن. [ ی َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) انجماد. منجمد شدن. افسردن. فسردن. تبدیل شدن آب یا مایعی در اثر شدت سرما به یخ : حوض یخ زده است. ( یادداشت مؤلف ). || سخت سرد شدن. بسیار سرد شدن و فسردن از سرما و چاییدن : دستهایم یخ زده است. ( یادداشت مؤلف ).

مترادف و متضاد

glaciate (فعل)
منجمد کردن، یخ بستن، منجمد شدن، یخ زدن، با برف یا یخ پوشاندن

واژه نامه بختیاریکا

رِجنیدِن؛ ریجنیدِن؛ رِچِستِن

کلمات مرتبط

  • یخ زدن بال هواپیما
  • نام بر یخ زدن
  • بر یخ زدن
  • داغ بر یخ زدن
  • پشت پا خوردن یازدن
  • ضربت سخت خوردن یازدن
  • یخزده
  • یخزدگی
  • یازدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات