معانی کلمه : یبغو
لغت نامه دهخدا
یبغو. [ ی َ ] (اِخ ) نام عام امرای طخارستان ، مشرق بلخ . (یادداشت مؤلف ). || حاکم خلخ . || پادشاه ترک . (از اخبار الدولة السلجوقیة). پادشاه ترکستان . صورت های دیگر این کلمه پیغو و بیغو و جبغو است . و رجوع به پیغو شود.
فرهنگ عمید
عنوانی که در قدیم به پادشاهان خلخ اطلاق می شده، حاکم خلخ، پَیغو.
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
یبغو یا جبغو یا پیغبو (انگلیسی: Yabgu)، یک منصب، عنوان و لقب سیاسی و اداری است که به ترکان در قرون اولیه اطلاق می شد. این عنوان بیشتر برای حکام، شاهان محلی، پادشاهان و خاقان های ترک به کار می رفت.
wiki: یبغو
