Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یب

تلفظ بین المللی : /jˈab/ تلفظ :‌ [j'ab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • رو یبضه
  • اوکر یبه
  • عین یبرود
  • لا یباع
  • ضد یبوست
  • یبوست اور
  • یبوست دادن
  • یبوستآور
  • یباب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

یب . (اِخ ) این کلمه رمز کتاب التهذیب شیخ طوسی است در نزد فقها. (از یادداشت مؤلف ).

یب . [ ی َ ] (اِ) تیر به زبان سمرقندی . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). تیر پیکان دار. (برهان ) (آنندراج ). تیر. (جهانگیری ) (اوبهی ) : ای رخ تو آفتاب و غمزه ٔ تو یب کرد فراقت مرا چو زرین ابیب . منجیک (از فرهنگ اسدی ).و رجوع به ابیب در همین لغت نامه شود....

فرهنگ عمید

تیر پیکان دار.

فرهنگ معین

(یَ ) (اِ. ) تیر پیکان دار.

کلمات مرتبط

  • رو یبضه
  • اوکر یبه
  • عین یبرود
  • لا یباع
  • ضد یبوست
  • یبوست اور
  • یبوست دادن
  • یبوستآور
  • یباب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات