معانی کلمه : یان
لغت نامه دهخدا
یان .(پسوند) (مرکب از «ی » وصل + «َان » جمع) چون کلمه ٔ مفردی به «آ» ختم شود مثل دانا و شما، غالباً در جمع «یان » علامت جمع است : دانایان ، شمایان ، توانایان . (یادداشت مؤلف ). || گاهی چون کلمه ای به های بیان حرکت ختم شود، بهنگام نسبت ، «ان » در آخر کلمه آرند و ها را بدل به یاء کنند، چون مادیان در نسبت به ماده و کاویان در نسبت به کاوه . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
سخن بی معنی، هذیان: با سخن تو همه سخن ها یان است / با هنر تو همه هنرها بیکار (فرخی: لغت نامه: یان ).
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - سخنان بی معنی که بی اراده گفته شود. ۲ - هذیان .
