Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یافوخ

تلفظ بین المللی : /jˈɑfuːx/ تلفظ :‌ [j'Afu:x]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • یأفوخ
  • خاموش سازی یافوت
  • یآفیخ
  • یافوف
  • یافون
  • یافونی
  • یافیخ
  • یأفوف
  • تپه یانوخ گوزه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

یافوخ . (ع اِ) محل التقای استخوان مؤخر سر. تشتک . جاندانه . و یافوخ نگویند مگر وقتی که صلب و سخت باشد. (ناظم الاطباء). نرمه ٔ سر که در حالت شیرخوارگی متحرک باشد و آن را جاندانه ٔ کودک نیز گویند.به هندی تالو نامند. (آنندراج ). جایی از سر کودک که متحرک باشد. (از اقرب الموارد). یأفوخ . ج ، یوافیخ . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد)، یآفیخ . (ناظم الاطباء).- یافوخ اللیل ؛ میانه ٔ شب و معظم شب . (ناظم ا...

فرهنگ عمید

میانۀ شب.

فرهنگ معین

[ ع . ] (اِ. ) محل التقای استخوان مقدم سر به استخوان مؤخر سر، جان دانه .

کلمات مرتبط

  • یأفوخ
  • خاموش سازی یافوت
  • یآفیخ
  • یافوف
  • یافون
  • یافونی
  • یافیخ
  • یأفوف
  • تپه یانوخ گوزه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات