معانی کلمه : یافتنی
لغت نامه دهخدا
یافتنی. [ ت َ ] ( ص لیاقت ) آنچه لایق یافتن باشد: بیعالکفایة؛ خرید چیزی و ثمنش را به یافتنی سابق که بر شخص باشد حواله کردن. ( از منتهی الارب ).
مترادف و متضاد
acquirable (صفت)
قابل حصول، یافتنی، بدست اوردنی
detectable (صفت)
یافتنی، قابل کشف
traceable (صفت)
یافتنی، قابل تعقیب، جستجو کردنی
