معانی کلمه : یاریگر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مددکار، یاری کننده: رو که نصرت تو راست یاریگر / رو که ایزد تو راست راهنمای (مسعودسعد: ۴۱۶ ).
فرهنگ معین
(گَ ) (ص فا. ) ۱ - کمک کار. ۲ - نیرو دهنده .
مترادف و متضاد
پشتیبان، حامی، ظهیر، مددکار، معاضد، ناصر
