Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یارک

تلفظ بین المللی : /jˈɑrak/ تلفظ :‌ [j'ARak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومی
  • اندیس یارک 1
  • اندیس یارک 2
  • یارکت
  • یارکث
  • یارکثی
  • یارکند
  • یارکوج
  • یارکشی
  • اناتولی یارکین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

یارک . [ رَ ] (اِ مصغر) مصغر «یار». و«ک » هم تحبیب را رساند و هم تصغیر را : رفتند بجمله یارکانت ببسیج تو راه را هلا هین . ناصرخسرو.آزرومندتر از شراب وصل نازکان و سودمندتر از رضاب لعل یارکان . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 12).یارکی یافته ای درخور خویش جهد آن کن که نکو داری یار.؟...

فرهنگ عمید

۱. [مصغرِ یار] یار کوچک.
۲. پرده ای در شکم زن که بچه در آن قرار دارد و با بچه از شکم خارج می شود، بچه دان، مشیمه.

فرهنگ معین

(رَ ) (اِ. ) ۱ - یار کوچک . ۲ - بچه دان ، رحم .

دانشنامه عمومی

یارک (به انگلیسی: Yarik) یک شورای اتحادیه در پاکستان است که در ناحیه دیره اسماعیل خان واقع شده است.
فهرست شهرهای پاکستان
wiki: یارک

کلمات مرتبط

  • اندیس یارک 1
  • اندیس یارک 2
  • یارکت
  • یارکث
  • یارکثی
  • یارکند
  • یارکوج
  • یارکشی
  • اناتولی یارکین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات