معنی کلمه : یارنامج
لغت نامه دهخدا
یارنامج. [ م َ ] ( معرب ، اِ مرکب ) معرب یارنامه ، یارنامج فی المغرب الیارنامج فارسیة وهی اسم النسخة التی فیها مقدار المبعوث قال السراج القزوینی و عن شیخنا ان النسخة التی یکتب فیها المحدث اسماء رواته و اسانید کتبه المسموعة تسمی بذلک.( کشف الظنون ج 2 متون 2048 ). رجوع به یارنامه شود.
