معانی کلمه : یارا
لغت نامه دهخدا
یارا. (ترکی ، اِ) زخم و جراحت . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
۱. توان، نیرو.
۲. جرئت، زهره: می خواست کزآن غم آشکارا / گرید نفسی، نداشت یارا (نظامی۳: ۵۰۰ ).
۲. جرئت، زهره: می خواست کزآن غم آشکارا / گرید نفسی، نداشت یارا (نظامی۳: ۵۰۰ ).
فرهنگ معین
(اِ. ) توانایی ، نیرو.
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: yārā) توانایی ، قدرت ؛ جسارت ، جرآت ؛ (در قدیم) فرصت ، مجال .
اسم: یارا (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: yārā) (فارسی: يارا) (انگلیسی: yara)
معنی: توانایی، قدرت، جرأت، فرصت، جسارت، مجال، جرآت
معنی: توانایی، قدرت، جرأت، فرصت، جسارت، مجال، جرآت
مترادف و متضاد
استطاعت، تاب، تحمل، توان، طاقت، فرصت، قدرت، قوه، مجال، مقاومت، نیرو
