Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یادگار

تلفظ بین المللی : /jˈɑdɡˈɑr/ تلفظ :‌ [j'Adg'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • یادگار امام ورزشگاه
  • یادگار زریر
  • یادگار محمد
  • یادگار امام
  • یادگار بزرگ مهر
  • یادگار جاماسبی
  • یادگار دوست
  • یادگار زریران
  • یادگار سفلی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

یادگار. (اِخ ) دهی است از بخش تربت جام شهرستان مشهد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

یادگار. (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان قوچان واقع در هزار متری جنوب کشف رود. با 400 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9)....

فرهنگ عمید

۱. چیزی که برای یادآوری و یادبود به کسی بدهند.
۲. اثر و نشان که کسی از خود باقی بگذارد: یادگار جهان شدی و مباد / که جهان از تو یادگار شود (مسعودسعد: ۱۲۰ ).

فرهنگ معین

(اِ. ) ۱ - یادبود، آنچه که از کسی به جا ماند و خاطرة او را زنده نگه دارد. ۲ - آنچه که به دوستی دهند تا در یاد دوست بمانند، یادگاری .

دانشنامه آزاد فارسی

ماهنامۀ ادبی، اجتماعی، علمی و تاریخی، چاپ تهران. به مدیرمسئولی و سردبیری عباس اقبال آشتیانی. نخستین شمارۀ آن در شهریور ۱۳۲۳ش، به چاپ رسید که تا ۱۳۲۸ش ادامه داشت. وابسته به مؤسسۀ اطلاعات بود. مرام و روش مجله، همان گونه که دست اندرکاران در شمارۀ نخست آورده اند، شناساندن گذشته و اکنون ایران بوده است. آنان معتقد بودند که در جهت حفظ زبان فارسی گام برمی دارند و زبان مجله را به گونه ای انتخاب کرده بودند ...

دانشنامه عمومی

یادگار (دلفان). یادگار (دلفان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دلفان در استان لرستان ایران است.این روستا در دهستان خاوه جنوبی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۴۴ نفر (۳۵خانوار) بوده است.wiki: بخش باجگیران شهرستان قوچان در استان خراسان رضوی ایران است.این روستا در دهستان دولتخانه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۴۰ نفر (۱۲۵خانوا...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: yād(e)gār) آنچه از کسی یا چیزی باقی می‌مانَد و خاطره‌ی او را در اذهان زنده نگه‌می‌دارد ؛ یاد ، خاطره؛ یادگاری ؛ (به مجاز) فرزند خلف به جا مانده از پدر و جد ، جانشین ، وارث ؛ (در قدیم) نشان، اثر ؛ (در قدیم) ماندگار ، ماندنی .

اسم: یادگار (پسر) (فارسی) (تلفظ: yād (e) gār) (فارسی: يادگار) (انگلیسی: yadgar) معنی: خاطره، ماندگار، اثر، نشان، به جا مانده از کسی، آنچه از کسی یا چیزی باقی می ...

مترادف و متضاد

یادبود، یادمان

خاطره، یادواره

۱. یادبود، یادمان
۲. خاطره، یادواره

token (اسم)نشانی، نشان، نشانه، ژتون، رمز، یادبود، علامت، اجازه ورود، یادگار، یادگاری، علامت رمزی، کلمه رمزی، علامت مشخصه، بلیط ورودrelic (اسم)اثر، عتیقه، یادگار، ماترک، اثار مقدسevocation (اسم)احضار، یادگار، احاله به دادگاه بالاتر، احالهء پروندهmemorial (اسم)یادبود، عرضه داشت، یادگار، عریضه، لوحه یادبودmemory...

فرهنگ فارسی ساره

یادبود، یادمان


کلمات مرتبط

  • یادگار امام ورزشگاه
  • یادگار زریر
  • یادگار محمد
  • یادگار امام
  • یادگار بزرگ مهر
  • یادگار جاماسبی
  • یادگار دوست
  • یادگار زریران
  • یادگار سفلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات