معانی کلمه : یابس
لغت نامه دهخدا
یابس . [ ب ِ ] (اِخ ) جزیره ای است در بحر روم (دریای مدیترانه ). (منتهی الارب ). و رجوع به یابسة (اِخ ) شود.
یابس . [ ب ِ ] (اِخ ) وادی یابس موضعی است که گفته اند خروج سفیانی در آخر الزمان از آنجا خواهد بود. (از تاج العروس ) (از معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
خشک، سفت و سخت.
فرهنگ معین
(ب ) [ ع . ] (اِفا. ) خشک ، سخت . ،رطب و ~ به هم بافتن کنایه از: سخنان در هم و برهم و بی معنی گفتن .
مترادف و متضاد
خشک، قابض، یبوستآور
dry (صفت)
خشک، بی آب، اخلاقا خشک، یابس
