معانی کلمه : یائس
لغت نامه دهخدا
یائس. [ ءِ ] ( ع ص ) ناامید. نومید. ( منتهی الارب ). || زن عقیم و نازا. ( از اقرب الموارد ).
دانشنامه عمومی
مرد عقیم
مترادف و متضاد
۱. یائسه، بیحیض
۲. عقیم
۳. مایوس، ناامید، نومید

مرد عقیم
۱. یائسه، بیحیض
۲. عقیم
۳. مایوس، ناامید، نومید