معانی کلمه : یا
لغت نامه دهخدا
یا. (اِ) گوشه ٔ کمان . (کشف اللغات ) (آنندراج ). یاء. رجوع به یاء شود.
فرهنگ عمید
۱. برای فراخواندن کسی به کار میرود.
۲. برای طلب کمک از کسی به کار میرود. Δ گاهی بعد از حرف الا میآید: ◻︎ اَلا یا خیمگی خیمه فروهل / که پیشاهنگ بیرون شد ز منزل (منوچهری: ۶۵).
نشانۀ برابری یا تقابل دو یا چند چیز و امکان انتخاب یکی از آنها: یا این یا آن، یا مرگ یا نجات، ◻︎ یا بزرگی و عزّ و نعمت و جاه / یا چو مردانْت مرگ رویاروی (حنظلۀ بادغیسی: شاعران بیدیوان: ۴).
فرهنگ معین
[ ع . ] (حر.) حرف ندا به معنای «ای » ، «ایا».
(حر رب .) به معنای ذیل آید: الف - ح رف ربط و عطف که معنای تردید یا اختیار را می رساند. ب - حرف شرط با فعل منفی آید و برای مفهوم مثبت آن فعل معنی ادات شرط دهد.
فرهنگ فارسی
اگر
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
اگر
مترادف و متضاد
اگر
خواه
الا، ای، ایا، هان، های
۱. الا، ای، ایا، هان، های
۲. اگر
۳. خواه
or (حرف ربط)
چه، خواه، یا، یا اینکه، یا انکه
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
خواه
واژه نامه بختیاریکا
برود. مثلاً نم؛ گو خو یا. یعنی نمیدانم؛ گفت میخواهد بیاد
آ
آ
