Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گیلی گیلی خوردن

تلفظ بین المللی : /ɡˈili ɡˈili xˈordan/ تلفظ :‌ [g'ili g'ili x'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گیتی خوردن
  • بخش گیل خوران
  • قلاب یانیزه خاردار ماهی گیری
  • گیلی گیلی
  • گاو گیلی
  • گیلی
  • گیلی کران
  • عایشه گر گیلی دز
  • گیلی ادبیات
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گیلی گیلی خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) غلتیدن چیز گرد و مدور بر سطحی. ( یادداشت مؤلف ). قل قل خوردن. غلطان رفتن شی مدور بر سطحی. || افتان و خیزان تلوتلو خوردن. چون مستان به هر سوی متمایل شدن و رفتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- غلتیدن چیزی گرد بر سطحی . ۲- افتان و خیزان رفتن تلوتلو خوردن .
غلتیدن چیز گرد و مدور بر سطحی . قل قل خوردن غلطان رفتن شئی مدور بر سطحی . یا افتادن و خیزان تلوتلو خوردن . چون مستان بهر سوی تمایل شدن و رفتن .

کلمات مرتبط

  • گیتی خوردن
  • بخش گیل خوران
  • قلاب یانیزه خاردار ماهی گیری
  • گیلی گیلی
  • گاو گیلی
  • گیلی
  • گیلی کران
  • عایشه گر گیلی دز
  • گیلی ادبیات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات