Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گیل

تلفظ بین المللی : /ɡˈil/ تلفظ :‌ [g'il]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش بختیاریواژه نامه بختیاریکا
  • گیل اباد
  • گیل داوران
  • گیل ده
  • گیل دولاب
  • گیل سرخ
  • گیل محله
  • گیل ملک
  • گیل پردسر
  • گیل چالان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش بختیاریواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گیل . (اِ) نام فارسی زعرور باشد. (فهرست مخزن الادویه ). گیلک . گیل سرخ . رجوع به زعرور و کیل شود.

گیل . (اِخ ) معرب جیل . قریه ای است از نواحی بغداد پایین تر از مداین و بعد از زرارین . آن را گیل و گال گویند. (از معجم البلدان ). رجوع به جیل شود.

گیل . (اِخ ) نام کسی است که کشتیهای ایران را در مراجعت از یونان که دچار...

فرهنگ عمید

نمد.

طایفه‌ای ساکن گیلان.

طایفه ای ساکن گیلان.
نمد.

دانشنامه آزاد فارسی

گیل (gill)یکایی انگلیسی برای اندازه گیری حجم مایعات، برابر با یک چهارم پینت یا پنج اُنس مایع، و معادل۰.۱۴۲ لیتر. در کشورهای غربی، برای اندازه گیری حجم نوشیدنی های الکلی به کار می رود. در جنوب انگلستان، به آن نوگین یا پیک نیز می گویند، امّا در شمال انگلستان از نوگین بزرگ، برابر دوگیل، استفاده می کنند.wikijoo: گیل...

فرهنگ فارسی

گل و لای
نام کسی است که کشتی های ایران را در مراجعت از یونان که دچار طوفان شده بود نجات داد و نزد داریوش اول آورد .
این گیلانشاه ملقب به گاو باره سر سلسله ملوک گاو باره باشد .

دانشنامه عمومی

گیل (ابهام زدایی). گیل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
گیل (خودرو)
گیل (گودال)
گیل (یکا)
wiki: اندازه گیری حجم و برابر با نیم کوارت است.
wiki: گیل (یکا)

گویش مازنی

/gil/ گل و لای

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: gil) مجموعه‌ی طوایفی که در گیلان سکونت داشته و دارند ؛ (در اعلام) نام پسر گیلانشاه ، ملقب به گاوباره سر سلسله‌ی ملوک گاوباره ، و نام کسی است که کشتی‌های ایران را [در مراجعت از یونان] که دچار طوفان شده بودند نجات داد و نزد داریوش اول آورد .

اسم: گیل (پسر) (گیلکی) (تلفظ: gil) (فارسی: گيل) (انگلیسی: gil) معنی: نام طوایفی که در گیلان سکونت داشته و دارند، مجموعه ی طوایفی که در گیلان سکونت...

گویش بختیاری

گوشه پارچه (روسرى یا دستمال).

واژه نامه بختیاریکا

لبه؛ گوشه

کلمات مرتبط

  • گیل اباد
  • گیل داوران
  • گیل ده
  • گیل دولاب
  • گیل سرخ
  • گیل محله
  • گیل ملک
  • گیل پردسر
  • گیل چالان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات