معانی کلمه : گیش
لغت نامه دهخدا
گیش . (اِ) نام خرزهره ای است در بندر عباس و حوالی کرمان . (درختهای جنگلی ایران ثابتی ص 211). رجوع به خرزهره شود.
فرهنگ فارسی
آرموند دو گرامونت ( کنت دو ) ژنرال فرانسوی ( و . ۱۶۳۸ - ف. ۱۶۷۳ م . ) . وی بواسطه شجاعتها و دسیسه های دقیق جنگی معروف است .
( اسم ) خرزهره
شهری بوده است از توابع ماورائ النهر
( اسم ) خرزهره
شهری بوده است از توابع ماورائ النهر
گویش بختیاری
گیس، موى بافته.
