گیس بند. [ ب َ ] ( نف مرکب ) بندگیس. آنکه گیس زنان را بندد. || ( اِ مرکب ) گیسوبند. آنچه بدان زنان گیسوان خود را بندند و محکم نمایند. ( از انجمن آرا ). رشته ای که بدان گیسوان را گرد کنند و محکم سازند تا پریشان نشود. عِقاص. رشته ای که بدان گیسو بندند. ( منتهی الارب ). || کیسه مانندی است که عقب سر بسته گیسوی خود را در آن کنند. ( از آنندراج ). خریطه ای که در آن گیسوها را نهند. ( ناظم الاطباء ) : کزین...
فرهنگ فارسی
( اسم ) گیسو بند که هست اندر و حلقه و یاره چند ز حوا بماندست با گیس بند ( گرشا. ۱۸۷ )