گیرنده. [ رَ دَ / دِ ] ( نف ) نعت فاعلی از گرفتن.اخذکننده و دریافت کننده. ( ناظم الاطباء ). ستاننده.- خون گیرنده ؛ که خونریز را به کیفر کشاند. که انتقام مقتول را از قاتل بستاند : گر بود دست من از دامن قاتل کوتاه خون گیرنده من دست درازی دارد.صائب. || عامل ومحصل و مستخرج مالیات. اخذکننده مالیات و خراج و جز آن : شمعشد در درد حسنت پای بست شمعدان شرط باشد کنده بر پا عامل گیرنده را.اشرف ( از چراغ هدایت ...
فرهنگ عمید
۱. کسی که چیزی را می گیرد. ۲. گیرا و گیرنده. ۳. [مجاز] جذاب، رباینده، دلربا. ۴. (برق ) دستگاهی که امواج را دریافت و به صوت یا تصویر تبدیل می کند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - اخذ کننده دریافت دارنده . ۲ - محصل مالیات عامل خراج . ۳ - گزنده جارح : سگ گیرنده . ۴ - تند ( طعم ) حاد : و این معنی را طبیعیان هیچ وجهی نیافتند جز آنک گفتند هم زاگ و هم مازو را مژ. تند و گیرنده است . ۵ - جذاب فریبنده : نگهگ حوصله پرداز دل حور و ملک چشم گیرای تو گیرنده تر از حق نمک . ( گل کشتی ) ۶ - موثر . ۷ - چسبناک چسبنده . ۸ - مستجاب شونده ( دعا ) بر آینده . ۹ - آنچه که روشن شود مشتع...
دانشنامه عمومی
گیرنده در موارد زیر کاربرد دارد:wiki: نظریه اطلاعات پایانه دریافت از کانال های ارتباطی است. گیرنده پیام/اطلاعات کدگذاری شده از فرستنده را دریافت و کدبرداری می کند. گیرنده های دنیای واقعی مثل گیرنده های رادیویی یا تلفن نمی توانند کاملاً به ظرفیت کانال پیشنهاد شده توسط شانون دست یابند.ویکی پدیای انگلیسیwiki: گیرنده (نظریه اطلاعات)...
مترادف و متضاد
receiver (اسم)پذیرنده، گیرنده، خریدار مال دزدی، دریافت کننده، دستگاه گیرنده، متصدی دریافتreceptor (اسم)وان حمام، گیرنده، دستگاه گیرنده، پذیرایی کننده، ستاره مساعدholder (اسم)سه پایه، بست، گیرنده، نگاه دارنده، دارنده، اشغال کنندهcatcher (اسم)گیرنده، بدست اورندهrecipient (اسم)گیرنده، دریافت کننده، وصول کنندهgrantee (اسم)گیرنده، صاحب امتیاز، انتقال گیرندهgetter (اسم)گیرنده، یابنده، دریافت کنندهpayee ...
واژه نامه بختیاریکا
اِستووا ( استونا ) گرّا
فرهنگستان زبان و ادب
{consignee} [حمل ونقل دریایی] شخص حقیقی یا حقوقی که کالا را در مقصد از شرکت باربری تحویل می گیرد {receiver} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] افزاره ای که داده های ارسال شده را دریافت و پس از پردازش و بهسازی به کاربر ارائه می کند