Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گیرانده

تلفظ بین المللی : /ɡirˈɑndeː/ تلفظ :‌ [giR'Ande:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رمزگذاری گیرنده انکارپذیر
  • سبقت گیرنده
  • اوژنی گرانده
  • شیر گیرانه
  • فاصلۀ گیرنده ها
  • فرستنده ـ گیرنده
  • گورانده
  • گمنامی گیرنده
  • گیرانداز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گیرانده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) مقیدشده. اسیر گرفتار و به پای حساب آمده و قیدشده تا از او تحصیل زر کنند. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). کسی که او را به اجبار جلب کنند تا مالیات بپردازد : زان پیش که یک خطا ببیند از ماما را به دو دیو راهزن گیرانده.ملاطغرا ( از آنندراج ). || پیوندساخته. ملحق کرده. جزو متصرفی خویش قرار داده : شاهی که زمین را به زمن گیرانده دنباله چین را به ختن گیرانده.ملاطغرا ( از آنندراج )....

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - بگرفتن وا داشته . ۲ - شعله ور کرده مشتعل ساخته . ۳ - مقید شده اسیر .
مقید شده . اسیر گرفتار و به پای حساب آمده و قید شده تا از او تحصیل زر کنند .

کلمات مرتبط

  • رمزگذاری گیرنده انکارپذیر
  • سبقت گیرنده
  • اوژنی گرانده
  • شیر گیرانه
  • فاصلۀ گیرنده ها
  • فرستنده ـ گیرنده
  • گورانده
  • گمنامی گیرنده
  • گیرانداز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات