Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گیج شدن

تلفظ بین المللی : /ɡˈidʒ ʃˈodan/ تلفظ :‌ [g'idZ S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • گیج و گنگ شدن
  • در گیر کردن یا شدن
  • نمک گیر شدن
  • جو گیر شدن
  • زمین گیر شدن
  • گردن گیر شدن
  • شانه گیر
  • کلمپ شان گیر
  • گیل شانفرو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گیج شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دست و پا گم کردن. حیران شدن. خود را گم کردن :
گیج شده ست این سر من این سر سرگشته من
تا که ندانم پسرا که پسرم یا پدرم.
مولوی.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱ - حیران شدن سرگشته گردیدن دست و پای خود را گم کردن . ۲ - حواس خود را از دست دادنبی هوش شدن : بر اثر استشمام آن گیاه گیچ شد .

مترادف و متضاد

dizzy (فعل)
گیج شدن

کلمات مرتبط

  • گیج و گنگ شدن
  • در گیر کردن یا شدن
  • نمک گیر شدن
  • جو گیر شدن
  • زمین گیر شدن
  • گردن گیر شدن
  • شانه گیر
  • کلمپ شان گیر
  • گیل شانفرو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات