معانی کلمه : گپ
لغت نامه دهخدا
روان گشته دائم دو چیز از جهان شد
ز دو چشم کوری ز دو گپ لالی .
فرهنگ عمید
حرف؛ سخن؛ کلمه.
〈 گپ زدن: (مصدر لازم) [عامیانه] حرف زدن؛ سخن گفتن: ◻︎ هرکجا زلف ایازی دید خواهی در جهان/ عشق بر محمود بینی و گپ زدن بر عنصری (سنائی۲: ۳۱۹).
حرف، سخن، کلمه.
* گپ زدن: (مصدر لازم ) [عامیانه] حرف زدن، سخن گفتن: هرکجا زلف ایازی دید خواهی در جهان/ عشق بر محمود بینی و گپ زدن بر عنصری (سنائی۲: ۳۱۹ ).
* گپ زدن: (مصدر لازم ) [عامیانه] حرف زدن، سخن گفتن: هرکجا زلف ایازی دید خواهی در جهان/ عشق بر محمود بینی و گپ زدن بر عنصری (سنائی۲: ۳۱۹ ).
فرهنگ معین
(گُ) (اِ.) گونه .
( ~ .) (ص .) گنده و ستبر، کلان .
(گَ) (اِ.) سخن ، حرف ، گفتگوی دوستانه .
(گَ ) (اِ. ) سخن ، حرف ، گفتگوی دوستانه .
( ~ . ) (ص . ) گنده و ستبر، کلان .
(گُ ) (اِ. ) گونه .
( ~ . ) (ص . ) گنده و ستبر، کلان .
(گُ ) (اِ. ) گونه .
فرهنگ فارسی
گفتوگوی اینترنتی میان دو یا چند کاربر
نمایشنامه کمدی اریستفانس که در حدود ۴۲۲ ق م . در آتن نمایش داده شده و راسین از آن تقلید و پیروی کرده است . نویسنده در این اثر مرافعات آتنیان و محاکم آنها را مورد تمسخر و استهزائ قرار میدهد .
حرف، سخن، کلمهگپ زدن:حرف زدن، سخن گفتن
( صفت ) گنده و ستبر بزرگ و ضخیم کلان .
کمدی اریستفان
حرف، سخن، کلمهگپ زدن:حرف زدن، سخن گفتن
( صفت ) گنده و ستبر بزرگ و ضخیم کلان .
کمدی اریستفان
دانشنامه عمومی
[گُپ] - لُپ
(گَپ) بزرگ، برای ساختن صفت تفضیلی آن پ تبدیل به ف میشود. (گفتر )
(با فتحه گاف) دهان:که به نظر میرسد با واژه gap:سوراخ _ گشوده شدن وgape:دهان باز کردن انگلیسی هم ریشه باشد
گویش مازنی
سخن
/gap/ سخن
گویش دزفولی
سخن
مترادف و متضاد
سخن
تکلم، حرف، سخن، گفتگو، محاوره
فرهنگ فارسی ساره
سخن
واژه نامه بختیاریکا
( گُپ * ) ظرف شیشه ای بزرگ
( گَپ ) بزرگ
خُنه به بندِ گَپ کُشتن
( گِپ ) کیپ؛ هوای راکد و شرایط بدون باد؛ بسته
( گُپ ) لُپ
( گَپ ) بزرگ
خُنه به بندِ گَپ کُشتن
( گِپ ) کیپ؛ هوای راکد و شرایط بدون باد؛ بسته
( گُپ ) لُپ
فرهنگستان زبان و ادب
{chat} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] گفت وگوی اینترنتی میان دو یا چند کاربر
