Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ گوی ساکن

تلفظ بین المللی : /ɡˈuːj sˈɑken/ تلفظ :‌ [g'u:j s'Aken]
لغت نامه دهخدا
  • اتصال گوی سان
  • الگوی سازنده
  • سان دیه گو
  • سان گی بوتو
  • سان پیترو این گو
  • شیچی گو سان
  • گری ساتن
  • گوبی قیف دندان سانان
  • گوش قارچ سانان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

گوی ساکن. [ ی ِ ک ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از کره زمین است. ( برهان قاطع ). کره زمین. ( ناظم الاطباء ). || نقطه هایی را گویند که بر خط گذارند. ( برهان قاطع ). نقطه. عجمه. نقطه که بر زبر یا زیر حروف نهند تشخیص حروف مشابه را چنانکه نقطه «ب » و «ج » و غیره : از حرف صولجان وش ، زیرش دو گوی ساکن آمدچو صفر مفلس ، وز صفر شد توانگر.خاقانی....

کلمات مرتبط

  • اتصال گوی سان
  • الگوی سازنده
  • سان دیه گو
  • سان گی بوتو
  • سان پیترو این گو
  • شیچی گو سان
  • گری ساتن
  • گوبی قیف دندان سانان
  • گوش قارچ سانان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات