Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گوی زر

تلفظ بین المللی : /ɡˈuːj zˈar/ تلفظ :‌ [g'u:j z'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گوی زرین
  • زربفت گون
  • زرد گوشی
  • زره گری
  • گروی زره
  • گودی زره
  • خارِ گَوِن زَردَه
  • گَوِن زرده
  • توکانچه گوش زرد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گوی زر. [ ی ِ زَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) گوی زرین. گوی که از زر باشد. || کنایه از آفتاب است. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا )( ناظم الاطباء ). شمس. خورشید. گوی زرین :
بدرد جیب آسمان و بر او
گوی زر آشکار بندد صبح.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

گوی زرین . گوی که از زر باشد .

کلمات مرتبط

  • گوی زرین
  • زربفت گون
  • زرد گوشی
  • زره گری
  • گروی زره
  • گودی زره
  • خارِ گَوِن زَردَه
  • گَوِن زرده
  • توکانچه گوش زرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات