Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گوهرفشان

تلفظ بین المللی : /ɡˌoːharfˈeʃɑn/ تلفظ :‌ [g,o:haRf'eSAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • گوهرفشانی
  • گوهرافشان
  • گوهرافشان کردن
  • گوهرنشان
  • گوهرنشان کردن
  • گهرفشان
  • گهرفشانی
  • گوهرافشانی
  • گوهرنشانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گوهرفشان. [ گ َ / گُو هََ ف َ / ف ِ ] ( نف مرکب ) گوهرافشان. گوهرپاش. گوهرریز. جواهرریز. جواهر نثارکننده : همه ساله گوهر فشانی ز دو کف همانا که تو ابر گوهرفشانی.فرخی.- آب گوهرفشان ؛ آب حیات بخش. بخشنده جان و روان : ز ماهی و آن آب گوهرفشان دگر داد تاریخ تازی نشان.نظامی.- جام گوهرفشان ؛ کنایه از جام و ساغر پر از شراب حیات بخش ونشاطآور : بیا ساقی آن جام گوهرفشان به ترکیب من گوهری درنشان.نظامی.- کلک گ...

فرهنگ عمید

گوهرافشان#NAME?

= گوهرافشان

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) نثار کنند. گوهر : نثره به نثار گوهر افشان طرفه طرفی دگر زرافشان . ( نظامی ) ۲ - فصیح و بلیغ : زبان گوهر افشان که ترجمان ملهم اقبال بود برگشاد . ۳ - ( اسم ) گوهر افشانی : شه از گوهر افشان آن کان گنج ز گوهر بر آمودن آمد برنج . ( نظامی )

کلمات مرتبط

  • گوهرفشانی
  • گوهرافشان
  • گوهرافشان کردن
  • گوهرنشان
  • گوهرنشان کردن
  • گهرفشان
  • گهرفشانی
  • گوهرافشانی
  • گوهرنشانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات