Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گوه گردان

تلفظ بین المللی : /ɡˈoh ɡˈardɑn/ تلفظ :‌ [g'oh g'aRdAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گره گردان
  • گوی گردان
  • گواه گردانیدن
  • گوی گردانک
  • گران رَوی سنج گوی افتان
  • گران گوش
  • گران گوش شدن
  • گران روی سنج گوی افتان
  • ناحیه گوس لیک شهرستان گراندی ایلینوی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گوه گردان. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) گوه غلطان و جعل. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ). خبزدوک. سرگین گردان. گوه گردانک. سرگین گردانک. جُعَل. ( منتهی الارب ). دَحروجَه. صَعرورَة. ابوسلمان. ابوهاشم. ( منتهی الارب ). رجوع به گوگار و گوگردانک و جُعَل و گوی گردانک شود. || قسمی از بازی. ( ناظم الاطباء ). نام یک قسم بازی است. ( فرهنگ اشتنگاس ) ( فرهنگ سروری ).

فرهنگ فارسی

گوه غلطان و جعل . سرگین گردان

کلمات مرتبط

  • گره گردان
  • گوی گردان
  • گواه گردانیدن
  • گوی گردانک
  • گران رَوی سنج گوی افتان
  • گران گوش
  • گران گوش شدن
  • گران روی سنج گوی افتان
  • ناحیه گوس لیک شهرستان گراندی ایلینوی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات