Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گونکی

تلفظ بین المللی : /ɡˌavanˈaki/ تلفظ :‌ [g,avan'aki]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گونکی مونوگاتاری
  • اچ ام سی اس الگونکین
  • دیگر گونگی
  • ساری گونی
  • شاتو گونتیه
  • علی لاله گونی
  • قره گونی
  • قزل گونی
  • گندم گونی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گونکی. [ ن َ ] ( اِخ ) طایفه ای هستند از طوایف فارس که ییلاق آنها کوه خرمن کوه ضیمکان است و قشلاق آنها نواحی بلوک میمند می باشد و معیشت آنها از گوسفند است. ( فارسنامه ناصری ص 332 ).

فرهنگ فارسی

طایفه ایست از طوایف فارس که ییلاق آنها کوه خرمن کوه ضیمکان و قشلاقشان نواحی بلوک میمند است . این طایفه به گوسفند داری روزگار میگذراند .
طایفه ای هستند از طوایف فارس که ییلاق آنها کوه خرکن کوه ضیمکان است و قشلاق آنها نواحی بلوک میمند می باشد و معیشت آنها از گوسفند است .

کلمات مرتبط

  • گونکی مونوگاتاری
  • اچ ام سی اس الگونکین
  • دیگر گونگی
  • ساری گونی
  • شاتو گونتیه
  • علی لاله گونی
  • قره گونی
  • قزل گونی
  • گندم گونی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات