Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گولوس

تلفظ بین المللی : /ɡˈuːluːs/ تلفظ :‌ [g'u:lu:s]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گولوسور
  • غواص قطبی گلوسیاه
  • قار گلوسرخ
  • گالوس
  • گولو
  • گولیوس
  • گلوسالار
  • گلوسوز
  • گلوسیاس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گولوس. ( اِخ ) دهی است از دهستان سکمن آباد بخش حومه شهرستان خوی. واقع در 44000 گزی شمال باختری خوی و 5000 گزی شمال باختری راه ارابه رو آجای دره. هوای آن سردسیر است و سالم و 70 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی آنان جاجیم بافی است و راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان سکمن آباد بخش حومه شهرستان خوی واقع در ۴۴٠٠٠ گزی شمال باختری خوی و ۵٠٠٠ گزی شمال باختری راه ارابه رو آجای .

کلمات مرتبط

  • گولوسور
  • غواص قطبی گلوسیاه
  • قار گلوسرخ
  • گالوس
  • گولو
  • گولیوس
  • گلوسالار
  • گلوسوز
  • گلوسیاس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات