Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گوشت تلخ

تلفظ بین المللی : /ɡˈuʃt tˈalx/ تلفظ :‌ [g'uSt t'alx]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • گوشت تلخی
  • گوشت
  • گوشت آب نمکی
  • گوشت الود
  • گوشت اهنج
  • گوشت اهنگ
  • گوشت اور
  • گوشت اوردن
  • گوشت اویز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گوشت تلخ. [ ت َ ] ( ص مرکب ) بداَدا. بدگوشت. ( یادادشت مؤلف ). نچسب. بدعنق. بدخلق.

فرهنگ عمید

بدخو، بدخلق.

فرهنگ معین

(تَ ) (ص مر. ) (عا. ) بداخلاق ، بدمعاشرت .

فرهنگ فارسی

بد خلق بدادا : تمام هستی و شئون زندگانی وی با از دست دادن یک شوهر گوشت تلخ پر مدعا از بین رفته است .

کلمات مرتبط

  • گوشت تلخی
  • گوشت
  • گوشت آب نمکی
  • گوشت الود
  • گوشت اهنج
  • گوشت اهنگ
  • گوشت اور
  • گوشت اوردن
  • گوشت اویز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات