Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ گوشت اب نمکی

تلفظ بین المللی : /ɡˈuʃt ˈaːb namˈaki/ تلفظ :‌ [g'uSt 'a:b nam'aki]
فرهنگستان زبان و ادب
  • گوشت آب نمکی
  • گوشت اب پز شده
  • اب گوشت تنگاب
  • آب­گوشت
  • اب گشت
  • اب در یا توی یا گوش کسی کردن
  • اب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب
  • عاقل تا پی پل می گشت دیوانه پا برهنه از اب گذشت
  • سر و گوش آب دادن
فرهنگستان زبان و ادب

فرهنگستان زبان و ادب

گوشت آب نمکی
{brined meat} [علوم و فنّاوری غذا] گوشت نگهداری شده در آب نمک

کلمات مرتبط

  • گوشت آب نمکی
  • گوشت اب پز شده
  • اب گوشت تنگاب
  • آب­گوشت
  • اب گشت
  • اب در یا توی یا گوش کسی کردن
  • اب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب
  • عاقل تا پی پل می گشت دیوانه پا برهنه از اب گذشت
  • سر و گوش آب دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات