Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گوش دریده

تلفظ بین المللی : /ɡˈuːʃ darˈideː/ تلفظ :‌ [g'u:S daR'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گوش بریده
  • الگوی داده ای یوارای
  • گوش
  • گوش 1
  • گوش 2
  • گوش آزمایشی
  • گوش ارای
  • گوش ازار
  • گوش اوای
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گوش دریده. [ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه گوش او دریده باشد. که گوش او شکافته باشد. که گوش او پاره شده باشد. || ( اِ مرکب ) دف. ( آنندراج ). طبلکی که کودکان بدان بازی می کنند. ( ناظم الاطباء ) :
راه زنی می کند گوش دریده از آنک
سیلی بسیار خورد زخم طپانچه چشید.
بدر چاچی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

۱ - آنکه گوش او دریده و پاره شده باشد شکافته گوش . ۲ - ( اسم ) طبل کوچک طبلک : راهزنی می کند گوش دریده از آنک سیلی بسیار خورد زخم طپانچه چشید . ( بدرچاچی )

کلمات مرتبط

  • گوش بریده
  • الگوی داده ای یوارای
  • گوش
  • گوش 1
  • گوش 2
  • گوش آزمایشی
  • گوش ارای
  • گوش ازار
  • گوش اوای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات