کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گوش-خراش | کلماتور
معانی کلمه : گوش خراش
تلفظ بین المللی :
/ɡˌuːʃxarˈɑʃ/
تلفظ :
[g,u:SxaR'AS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
گوش خراش زمینی
صدای گوش خراش ایجاد کردن
اوای گوش خراش
گوش خراشیدن
گوش خراشان
گوی خرابه
صدای گوشخراش
صدای گوشخراش دادن
خاش گوشت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
گوش خراش. [ خ َ ] ( نف مرکب ) رجوع به همین ترکیب در ذیل گوش شود.
فرهنگ عمید
آواز ناهنجار که به گوش آزار برساند.
فرهنگ معین
(خَ ) (ص . ) صدای آزاردهنده .
فرهنگ فارسی
( صفت ) آوازی که گوش را آزار رساند صدایی سخت ناهنجار : صفیر گوش خراش گلول. توپ پیاپی بگوش میرسید .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
loud (صفت)رسا، با صدای بلند، بلند، پر سر و صدا، گوش خراش، زرق و برق دار، پر صدا، بلند اوا، پراواز، پر جلوه، پر هیاهوearsplitting (صفت)پر سر و صدا، گوش خراشstrident (صفت)گوش خراش، دارای صدای مزاحم...
کلمات مرتبط
گوش خراش زمینی
صدای گوش خراش ایجاد کردن
اوای گوش خراش
گوش خراشیدن
گوش خراشان
گوی خرابه
صدای گوشخراش
صدای گوشخراش دادن
خاش گوشت
نظرات